در مقام معلم منطق شهرتي يافت و كوشيد تا در مقام منطقدان راهي ميان نامگرايان و واقعگرايان پيدا كند (تاحدي شبيه آنچه آلبرت كبير، بُناوِنتور و توماي آكويني پيش از آن كردهبودند). دو رسالهٴ منطق از او باقي است،
پيامدها و الزامات، كه پيش از پايان سدهٴ پانزدهم چاپ شدند. پيامدها مجموعهاي است از قواعد استدلالهاي قياسي و الزامات حاوي قواعد و تمرينهاي ديگري در همان زمينه.
استرود، جان ويكليف (وفات: 1384) را در آكسفورد ميشناخته و به مباحثهٴ زيركانهاي با او پرداختهاست، كه تنها از پاسخهاي دوستانهٴ ويكليف خبرداريم. ظاهراً استرود جانب كشيشان محافظهكار را گرفته و مخالف افكار ماجراجويانه از قبيل اصلاحات حاد و فقر مسيحايي بوده است.
در يك فهرست قديمي متعلق به كالج مرتن، از او در زمان ادوارد سوم (شاه 1327 ـ 1377)، نام برده شده و او را از جملهٴ شاعران برجسته كه ديوان اشعار زيبايش معروف است دانستهاند. از رادولفوس استرود نامِ حقوقدان هم نامي هست، كه در فاصلهٴ سالهاي 1375 و 1385 وكيل شهر لندن بوده و در سال 1387 درگذشته است. مسلم نيست كه استرود حقوقدان با آن شاعر، وكيل يا با هردو يكي باشد.
چاسر، استرود را همراه با جان گاور ميستايد:
ايا اي گاور، اي عالم اخلاق، اين كتاب را
به تو و استرود حكيم تقديم ميكنم
اين شعر در فاصلهٴ سالهاي 1372 و 1386 نوشته شده است.
لانگلند
شاعر و مصلح انگليسي (حدود 1332 ـ پس از 1399).
ويليام لانگلند از جايي در ميدلندز باختري برخاست و تحصيلات خوبي كرد؛ او احتمالاً جزو مقامهاي فرودست كليسا1 بود و ازدواج كرد؛ بيشتر عمرش را در لندن گذراند؛ فعاليت ادبياش از سال 1362 تا 1399 بود.
گزارش بالا براساس اين فرض نوشته شده كه ويليام يگانه موٴلف پيرس شخمزن بوده است، فرضي كه مورد قبول والتر ويليام اسكيت، ژان ژول ژوسران و ديگران است. در سال 1906 و